به من می گفت پائیز قشنگ
برگای اون رنگ و بارنگ
به من می گفت بذار بارون بباره
به هرجا که میخواد عشق بیاره
به من می گفت بارون دلنواز
صدای چیک چیکش مثل یه راز
به من می گفت بارون دل فریبه
به هرجا که بره عاشق ذلیله
به من می گفت بارون صفائی داره
به هر جا که بره عشق رو میاره
به من نگفت ابر بی بارون
مثل مرگ مرد تو زندون... 
به من نگفت بارون تا کی می باره
فقط گفت که اون گاهی می باره
حالا اینجا منه تنهای بی اون ......
شدم مثل پائیز بی بارون ...
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385 12:58 توسط شایان
|